شاید حدود نیم ساعتی بود که راننده ی تاکسی برای مسافر تو خیابونا خالی می گشت

پیش خودش می گفت: این روزا مسافر خیلی کم شده...

اما وقتی از کنار صحنه ی تصادفی که 4 کشته داده بود، رد شد

آهی کشید و خجالت زده گفت: همه مسافریم.